زیر اسمان شب

عشقی علمی اجتماعی و مقالات

زیر اسمان شب

عشقی علمی اجتماعی و مقالات

«ستایش» پایانی خوش ندارد

گفت‌وگو با سعید سلطانی، کارگردان سریال پربیننده این روزهای تلویزیون؛


«ستایش» موفق شد بسیاری از بینندگان سریال‌های ماهواره‌ای را جذب خود کند؛ سریالی سرشار از تعلیق و انتظار با داستانی کاملا ایرانی که ذائقه ایرانی را به راحتی به سوی خود می‌کشاند 
 
«ستایش»
 
 
گرچه ستایش هم می‌توانست خیلی زودتر از آنچه تصور می‌شد با سرانجامی خوش به پایان برسد اما گویا دست‌اندرکاران ساخت این سریال، باتوجه به استقبال تماشاگران سعی دارند تا بخش دوم داستان غم‌انگیز و پر از چالش این بانوی جوان را به روی آنتن ببرند. البته این سؤال‌ها همچنان در ذهن بیننده وجود دارد که آیا ستایش ساخته شد تا جای «اوشین»، «هانیکو» یا «یانگوم» را در ذهن مخاطب ایرانی بگیرد؟ آیا دست‌اندرکاران این مجموعه اعم از نویسنده و کارگردان موفق به انجام چنین کاری شده‌اند؟ سعید سلطانی که تاکنون کارگردانی سریال‌های «پس از باران»، «سال‌های برف و بنفشه» و «خانه‌ای در تاریکی» را بر عهده داشته، ستایش را سریالی با داستان  
 
ادامه مطلب ...

اعترافات قاتل داداشی

جوانی که روح‌الله داداشی را از پا درآورده است در اولین اعترافات خود مدعی شد نه خود او و نه همراهانش نمی‌دانستند فردی که با وی درگیر شده‌اند قوی‌ترین مرد ایران است

قاتلان روح الله داداشی

علیرضا 19 ساله در بازجویی های مقدماتی ابتدا منکر قتل شد اما در ادامه لب به اعتراف گشود و گفت: شب حادثه همراه دو تن از دوستان از یک مهمانی در شاهین ویلا راهی حسین آباد بودیم که در 45 متری گلشهر پشت چراغ قرمز با راننده تنومند یک خودروی هیوندا آزرا به خاطر بوق زدن درگیری لفظی پیدا کردیم.

وی افزود: بین‌مان درگیری لفظی پیش آمد. وقتی چراغ سبز شد شروع به حرکت کرد ولی ما که از برخورد وی ناراحت شده بودیم او را تعقیب کرده و در خیابان پونه که مکانی نسبتا خلوت بود جلوی او پیچیدیم. وقتی وی پیاده شد و من جثه او را دیدم آنقدر ترسیدم که بی‌اختیار دستم به چاقو رفت. آنقدر از هیکل وی ترسیده بودم که بی‌اختیار چند ضربه چاقو به او زدم.

وقتی روی زمین افتاد و دیدم خون زیادی از گلوی وی در حال ریختن است و مردم نیز با خبر شده‌اند کاملا وحشت زده بلافاصله آنجا را ترک کرد. بعد از این جنایت بود که تازه فهمیدیم کسی که او را با چاقو زده‌ام روح الله داداشی قوی‌ترین مرد ایران است.

می دانستی مقتول قوی ترین مرد ایران است؟

نه تازه زمان دستگیری از موضوع بی خبر بودم. حتی تصور نمی کردم او مرده باشد.

همیشه چاقو همراه داری؟

بله. بعضی مواقع همراهم است.شب حادثه هم با دیدن مقتول وحشت کردم چرا که اگر او را با چاقو نمی زدم مقتول کتکم می زد.

مرحوم داداشی به گفته تمامی دوستان فردی کاملا آرام بود پس چرا فکر می کردی او تو را کتک بزند؟

راستش در جریان درگیری هم سعی می کرد ما را آرام کند اما در آن لحظه فکرم کار نمی کرد. حالا هم به خاطر یک اشتباه خانواده ای را عزادار کردم و خودم هم پای چوبه دار می روم!

فکر می کردی به این زودی دستگیر شوی؟

نه به همین خاطر موقع دستگیری خیلی شوکه شده بودم.

پشیمانی؟

بله به خاطر یک لحظه عصبانیت زندگی خودم و مرحوم داداشی را تباه کردم.

گفتگو با تنها شاهد قتل داداشی

مجید فرجی خبرنگار جوان کرجی که همراه با روح‌الله داداشی در صحنه قتل او حضور داشت در مورد این اتفاق می‌گوید 

روح الله دادشی

مجید فرجی خبرنگار جوان کرجی که همراه با روح‌الله داداشی در صحنه قتل او حضور داشت در مورد این اتفاق گفت: «حدود ساعت 12:05 شب بود که روح‌الله با آزرای مشکی‌اش امد در خانه ما در خیابان مالک اشتر تا با هم برویم بیرون. با هم رفتیم از یک سوپر مارکت خرید کردیم و آمدیم توی ماشین نشستیم. کمی که جلوتر رفتیم یک پراید مشکی با بوق‌های وحشتناک (که هنوز صدای آن در گوشم است) پشت ما قرار گرفت و مدام شروع کرد به بوق زدن.

مشخص بود دنبال بهانه‌ای برای دعواست چون راحت می‌توانست رد شود. روح‌الله شیشه را پایین کشید تا ببیند طرف چه می‌گوید که راننده چند فحش بد داد و بعد گفت اگر وجود داری بزن کنار. روح‌الله دید طرف سرش برای دعوا درد می‌کند گاز داد که برود اما پراید مشکی دنبالش آمد و سرانجام در خیابان های بعدی جلوی ما پیچید و روح‌الله که دید طرف دست بردار نیست از ماشین رفت پایین تا ببیند حرف حساب آن‌ها چیست. راننده همین که از ماشین آمد پایین دو تا فحش ناموسی داد و قمه را از غلاف بیرون کشید و تا روح الله به خودش بیاید قمه را محکم زیر حنجره روح‌الله کشید. شاید شما بگویید چرا روح‌الله با آن هیکل اسیر این آدم شد که قد بلندی هم نداشت. روح‌الله اصلا آدم دعوایی نبود. اصلا دنبال شر نمی‌گشت. فکرش را هم نمی‌کرد که طرف قمه را بزند اما انگار طرف برای این کار ماه‌ها برنامه ریخته بود چون معطل نکرد و بلافاصله زیر حنجره روح‌الله کشید.»

خون مثل فواره زد بیرون. روح‌الله شوکه شده بود که در همان حالت یکی هم توی قلب روح‌الله زد. آن یکی که کنار راننده نشسته بود آمد طرف من اما چیزی دستش نبود من هم با او گلاویز شدم که راننده را برای کمک خواست.

او ادامه داد: «خون مثل فواره زد بیرون. روح‌الله شوکه شده بود که در همان حالت یکی هم توی قلب روح‌الله زد. آن یکی که کنار راننده نشسته بود آمد طرف من اما چیزی دستش نبود من هم با او گلاویز شدم که راننده را برای کمک خواست. راننده با قمه آمد سمت من و من رفتم سراغ ماشین تا سوئیچ را بردارم اما سوئیچ نبود. راننده به دوستش گفت بیا بریم زدمش...

و بعد با قمه آمد سمت ماشین و نشست توی ماشین و گازش را گرفت و رفت. من دستم به جایی بند نبود و مدام فریاد می‌زدم کمک. گویا یکی از ساکنان ساختمان‌های آن محل در خیابان پونه غربی زنگ زده بود به 110 و گفته بود که تند بیایید که دو تا جوان را اینجا کشتند. ضبط شده صدای او در 110 هست. من رفتم سمت روح‌الله که دیدم مدام می‌گوید نامردا زدند تو قلبم.»

مجید فرجی خبرنگار جوان کرجی که همراه با روح‌الله داداشی در صحنه قتل او حضور داشت در مورد این اتفاق گفت: «حدود ساعت 12:05 شب بود که روح‌الله با آزرای مشکی‌اش امد در خانه ما در خیابان مالک اشتر تا با هم برویم بیرون. با هم رفتیم از یک سوپر مارکت خرید کردیم و آمدیم توی ماشین نشستیم. کمی که جلوتر رفتیم یک پراید مشکی با بوق‌های وحشتناک (که هنوز صدای آن در گوشم است) پشت ما قرار گرفت و مدام شروع کرد به بوق زدن.

مشخص بود دنبال بهانه‌ای برای دعواست چون راحت می‌توانست رد شود. روح‌الله شیشه را پایین کشید تا ببیند طرف چه می‌گوید که راننده چند فحش بد داد و بعد گفت اگر وجود داری بزن کنار. روح‌الله دید طرف سرش برای دعوا درد می‌کند گاز داد که برود اما پراید مشکی دنبالش آمد و سرانجام در خیابان های بعدی جلوی ما پیچید و روح‌الله که دید طرف دست بردار نیست از ماشین رفت پایین تا ببیند حرف حساب آن‌ها چیست. راننده همین که از ماشین آمد پایین دو تا فحش ناموسی داد و قمه را از غلاف بیرون کشید و تا روح الله به خودش بیاید قمه را محکم زیر حنجره روح‌الله کشید. شاید شما بگویید چرا روح‌الله با آن هیکل اسیر این آدم شد که قد بلندی هم نداشت. روح‌الله اصلا آدم دعوایی نبود. اصلا دنبال شر نمی‌گشت. فکرش را هم نمی‌کرد که طرف قمه را بزند اما انگار طرف برای این کار ماه‌ها برنامه ریخته بود چون معطل نکرد و بلافاصله زیر حنجره روح‌الله کشید.»

خون مثل فواره زد بیرون. روح‌الله شوکه شده بود که در همان حالت یکی هم توی قلب روح‌الله زد. آن یکی که کنار راننده نشسته بود آمد طرف من اما چیزی دستش نبود من هم با او گلاویز شدم که راننده را برای کمک خواست.

او ادامه داد: «خون مثل فواره زد بیرون. روح‌الله شوکه شده بود که در همان حالت یکی هم توی قلب روح‌الله زد. آن یکی که کنار راننده نشسته بود آمد طرف من اما چیزی دستش نبود من هم با او گلاویز شدم که راننده را برای کمک خواست. راننده با قمه آمد سمت من و من رفتم سراغ ماشین تا سوئیچ را بردارم اما سوئیچ نبود. راننده به دوستش گفت بیا بریم زدمش...

و بعد با قمه آمد سمت ماشین و نشست توی ماشین و گازش را گرفت و رفت. من دستم به جایی بند نبود و مدام فریاد می‌زدم کمک. گویا یکی از ساکنان ساختمان‌های آن محل در خیابان پونه غربی زنگ زده بود به 110 و گفته بود که تند بیایید که دو تا جوان را اینجا کشتند. ضبط شده صدای او در 110 هست. من رفتم سمت روح‌الله که دیدم مدام می‌گوید نامردا زدند تو قلبم.»

انتقال کانون ثروت جریان انحرافی

کانون جهانگردی و اتومبیلرانی یا همان منبع کمک‌های خاص مشایی و بقایی به برخی از هنرمندان از جمله هدیه تهرانی با رفتن بقایی به نهاد ریاست جمهوری به این نهاد منتقل شد، کانونی که شرکت‌های تابعه متعددی از جمله "میراث آریا " (پشتیبان سایت سازمان میراث فرهنگی) دارد

کانون جهانگردی و اتومبیلرانی که در سال 1314 در ایران تأسیس شد به‌عنوان نخستین نهاد مرتبط با گردشگری در کشور محسوب می‌شود.

مشایی

همزمان با انتصاب حمید بقایی به‌عنوان معاون اجرایی رئیس جمهور و سرپرست نهاد ریاست جمهوری اخباری جسته و گریخته درباره انتقال کانون جهانگردی و اتومبیلرانی از زیرمجموعه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به نهاد ریاست جمهوری منتشر شد تا اینکه بقایی در جلسه با خبرنگاران انتقال این کانون به نهاد را به طور رسمی اعلام کرد.

وی که دلیل این انتقال را " بروز مشکلات در پیشبرد برنامه‌ها " عنوان کرده، گفته است: کانون اتومبیلرانی با دستگاه های مختلفی از جمله نیروی انتظامی در ارتباط است و در پیشبرد برنامه ها به مشکل برمی‌خورد به همین دلیل به جایگاهی بالاتر یعنی ریاست جمهوری منتقل شد.

ماجرای "خاله‌زنک‌بازی " و انتقال کانون

بر اساس ماده7 اساسنامه کانون جهانگردی و اتومبیلرانی، مجمع عمومی کانون، مرکب از یک نفر رئیس و 6 نفر عضو دیگر( جمعاً 7 نفر) است که با حکم رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی وگردشگری برای مدت 4 سال انتخاب می شوند. ریاست این مجمع با رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری است یا به انتخاب وی خواهد بود که بقایی اعلام کرده است: "این موضوع نیاز به بررسی دارد و هنوز جمع بندی نشده است. " یعنی با شرایط فعلی یا روح الله احمدزاده؛ رئیس جدید سازمان میراث فرهنگی، رئیس مجمع می شود یا باید یک نفر دیگر را انتخاب کند.

آیا اعلام انتقال پشتیبان سایت منتشرکننده تکذیبیه های آقایان، خاله‌زنک‌بازی است؟

کانون جهانگردی و اتومبیلرانی بر اساس آنچه در سایت اینترنتی این کانون آمده است دارای شرکت های تابعه ای از جمله "شرکت خدمات مسافرتی ارس "، "موسسه آموزشی ایرانیان "، "شرکت فناوری اطلاعات میراث آریا "، "شرکت نمایشگاه های گردشگری " و "هتل زاگرس " است که احتمالاً در کوله بار کانون جهانگردی به نهاد ریاست جمهوری منتقل خواهند شد.

کانونی که به دلیل منابع متعدد مالی، محل بذل و بخشش های مشایی و بقایی به هنرمندانی چون هدیه تهرانی برای برپایی نمایشگاه عکس است و به گفته تهرانی قرارداد وی با کانون جهانگردی و اتومبیلرانی بوده است.

بقایی انتقال کانون جهانگردی و اتومبیلرانی از سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به نهاد ریاست جمهوری را متعلق به 6 ماه پیش دانسته و در پاسخ به خبرنگاران که "اگر این اتفاق 6 ماه پیش افتاده چرا تاکنون اطلاع رسانی انجام نشده؟ "، عنوان کرده است: "کانون جهانگردی و اتومبیلرانی 6 ‌ماه پیش منتقل شده و اکنون شما خبر آن را گرفته‌اید. در این 6 ‌ماه نیز کسی از ما در این‌باره سؤال نکرد. البته این یک تصمیم اداری است و حیف است که رسانه‌ها خود را درگیر تصمیم‌های اداری کنند، دیگر اینها خاله زنک بازی است. " ادامه مطلب ...

هرروز تان نوروز

           

لحظه تحویل سال ۱۳۹۰ هجری شمسی به ساعت رسمی جمهوری اسلامی ایران ساعت ۲ و ۵۰ دقیقه و ۴۵ ثانیه روز دو شنبه ۱ فروردین ۱۳۹۰ هجری شمسی (صبح زود)مطابق ۱۶ ربیع الثانی ۱۴۳۲ هجری قمری و ۲۱ مارس ۲۰۱۱ میلادی می باشد.